صفحه اصلی   |   اخبار    |   امتحانات    |   آموزش    |   گالری تصاویر    |   معرفی کارکنان    |   قوانین و مقررات    |   تماس با ما    |   درباره ما    |   جستجو    |      
چهارشنبه 08 بهمن 1399 - 14 جمادی الثانی 1442 - Wed 27 January 2021   ساعت ورود:   17:04:28
  آرشیو سوالات

 اول
 دوم
 سوم
 چهارم
 پنجم
 ششم


  موضوعات

 پیام های آسمانی
 روان شناسی
 ادبیات فارسی
 علم و فن آوری
 ریاضیات
 تاریخ، جغرافیا و اجتماعی
 مطالب جالب
 بازی وسرگرمی
 بهداشت و سلامت
 فرهنگی و هنری
 مناسبت ها
 تعلیم و تربیت
 اخبار مدرسه
 مدیریت

  روز تولد
تولدتون مبارک تمام لحظه هایتان سر شار از شادی ونشاط

ابراهیم جوکار

روز تولد: 17 بهمن

اسماعیل اسماعیل نژاد خوری

روز تولد: 22 بهمن

طاهر رحیم زاده

روز تولد: 24 بهمن

مبین داودی

روز تولد: 26 بهمن

امیر رضا فرخاری

روز تولد: 5 اسفند

راشد نام آور

روز تولد: 5 اسفند

یعقوب حمیده

روز تولد: 7 اسفند

فرزان خوشنود

روز تولد: 7 اسفند



  لیگ برتر ایران جام خلیج فارس
 

  تنبیه خلاقانه
زمان انتشار: 7 آذر 1399 - 21:25:47       موضوع: بهداشت و سلامت

تنبیه خلاقانه

تنبیه خلاقانه
 
پدرم هرگز ما را کتک نزد و همواره تنبیه خلاقه‌اي در کف داشت.

مثلاً اگر فحش بد مي‌داديم، باید می‌رفتیم و دهان‌مان را سه بار زير شير آشپزخانه مي‌شستيم و اگر فحش خوب می‌دادیم، یک بار.

 من روزهای پرفحش کودکی‌ام را یادم است که هر چند دقیقه یک بار بالای روشویی توالت ایستاده‌ام و دارم آب می‌گردانم توی دهانم. هم‌زمان، نبردهای مرگباری را هم یادم است که بین خواهران و برادرانم به راه می‌افتاد و میادینی که کم از رینگ خونین نداشت. تنبیه پدرم در این مورد، بستن طرفین دعوا به همدیگر بود. البته سفت نمي‌بست اما شل هم نمی‌بست. طنابِ زردي داشت كه از بالاي كمد مي‌آورد و دو طرف متنفر از هم را به هم مي‌بست.

 زجر این تنبیه به این صورت است که شما حالاتي از آزار رواني تدریجی و مدام را تجربه می‌کنید چون طناب‌پیچ شده‌اید دقيقا به كسي كه چند ثانيه پيش با او كتك‌كاري كرده‌ايد.
 
بهترین و موثرترین شیوه تنبیه کودکان چیست؟

یک بار هم که در خانه فوتبال بازی می‌کردم و پنجره را با ضربه‌ای كات‌دار، خاکشیر کردم، پدرم چیزی نگفت. نگاهش کردم که آرام و با طمأنینه قندشکن را از داخل کابینت آشپزخانه برمی‌دارد و می‌رود به اتاق. داخل پذیرایی ایستادم و چند دقیقه بعد صدای ضربه‌هایی را شنیدم که از اتاق می‌آمد. آهسته سمت اتاق رفتم و پدرم را دیدم که مشغول شکستن قلّک‌م است. اسکناس‌های قلّکی را که یک سال برای جمع آوری پول‌هایش دندان روی جگر گذاشته بودم، می‌شمرد. وقتی آن‌ها را گرفته بود و دسته می‌کرد، پوزخند به لب داشت. فردا هم شیشه‌بُر آورد و همان پول‌ها را هزینه‌ي ساخت و ساز شیشه‌ي پنجره کرد.

تنبیه والدینِ دیگر در چنین مواردی، سیلی و چَک‌های افسری بود اما پدرم در مقابل این سنّت ایستاد و دست به ابداعات بدیع زد. خاطرم هست در ایام سیزده یا چهارده سالگی یک باری که کیف پولش را گذاشته بود روی طاقچه، دستم لغزید و دویست تومانی کش رفتم. اما فردای آن روز در کمال ناباوری دیدم که برخی وسائل کیف مدرسه‌ام نیست. پدرم در اقدامی مشابه، از غفلتم استفاده کرده بود و دقیقا مثل خودم به اموالم دست‌بُرد زده بود.

 البته تمام اين‌ها به خاطر هيبتي بود كه در آن سال‌ها از «بزرگ تر» در ذهن مان می‌ساختند و به خاطر احترامي كه ناخواسته در چشم‌مان داشتند. در عوض، ديروز وقتي به بچه‌ام گوشزد كردم نبايد دوستان مدرسه‌اش را به القاب زشت بخواند، چیزی نگفت. سرش توی تَبلِت بود و مشغول بازی‌های خونبار. با لحن محکم‌تری گفتم: «هیچ خوشم نمیاد پسرم از این حرف ها بزنه!» اما دیدم همان القاب را دارد حواله می‌دهد به یکی از شخصیت‌های بازی. باخته بود و از دست آدمکش‌های رایانه دمق بود.
 
اثرات نامطلوب تنبیه کودکان و ۱۰ روش‌ جایگزین آن | چطور

رفتم بالای سرش ایستادم و گفتم: «اگه یه بار دیگه حرف زشت بزنی، باید بری دهنت رو آب بکشی!» سرش را از روی تبلت بلند کرد و با تعجب گفت: «هان؟!» نگاهم می‌کرد. حرفم را دوباره تکرار کردم و دیدمش که تبلت را رها کرده روی مبل. روی پا می‌زد و بلند بلند قهقهه می‌زد. در نفس نفس زدن‌های بین خنده‌هایش گفت:

«یعنی این حرفت صد تا لایک داشت بابا!»


بر گرفته ازروزنامه «هفت صبح»
واحد بهداشت وسلامت دبستان غیر دولتی معرفت لارستان





نظرات
هیچ نظری درباره این مطلب تا کنون به ثبت نرسیده است.

فرم ارسال نظر

نام (اختیاری)

پست الکترونیک (اختیاری)

آدرس وب سایت یا وبلاگ (اختیاری)

http://

نظر شما

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:



  ورود
نام کاربری:
رمز عبور:



  اوقات شرعی به افق لار
 

  تقویم شمسی
 

  دیکشنری آنلاین
 

  نمایش آمار بازدید
 

 
           

استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است